محمدحسین باقی؛ روزنامه نگار
🔹دونالد ترامپ برخلاف رؤسایجمهور پیشین آمریکا بیشتر بر پایه غریزه و واکنشهای آنی تصمیم میگیرد تا تحلیل کارشناسان.
🔹این رفتار، او را به سیاستمداری غیرقابل پیشبینی بدل کرده که از مراوده با رهبران اقتدارگرا مانند پوتین، شی، اوربان و بنسلمان لذت میبرد.
🔹با این حال، برخی تحلیلگران معتقدند در ذهن ترامپ طرحی از «کنسرت قدرتها» ــ مانند مدل قرن نوزدهمی اروپا ــ وجود دارد: یعنی همکاری میان قدرتهای بزرگ برای اداره جهان و حل منازعات، به جای تقابل مستقیم.
🔹کنسرت اروپا پس از جنگهای ناپلئونی بر توازن قوا، گفتوگو و همکاری میان دشمنان بهعنوان نیروهای برابر استوار بود؛ الگویی که بعدها به نگرش روزولت («چهار پلیس جهانی») و سپس رؤیای گورباچف برای نظم پساجنگ سرد تبدیل شد.
🔹در الگوی ذهنی ترامپ نیز چین و روسیه دشمن نیستند بلکه شرکای بالقوهاند که آمریکا باید با آنها برای حفظ نظم جهانی و مقابله با نیروهای اخلالگر همکاری کند.
🔹از این منظر، ترامپ ممکن است به روسیه در جنگ اوکراین و به چین در پرونده تایوان «حق و مسئولیت» ویژه بدهد، درست مانند کنسرت اروپا که به قدرتهای بزرگ اجازه مداخله در حوزه نفوذشان میداد.
🔹اما مشکل اصلی آن است که غریزه شخصی و ناپایداری رفتاری ترامپ خود مانع تحقق نظم کنسرتی میشود. بر اساس دیدگاه استیسی گودارد، حمله روسیه به اوکراین یا افزایش قدرت نظامی چین تهدیدی مستقیم علیه نظم تحت رهبری آمریکا است و بیثباتی ترامپ این نظم را تضعیف میکند.
🔹در نهایت: برخلاف کنسرت قدرتهای اروپایی که بر پایه رهبران همفکر و منافع مشترک استوار بود، در جهان امروز میان آمریکا، روسیه و چین چنین همفکری و برابری وجود ندارد.
🔹نتیجه آن، نه کنسرت قدرتهای برابر، بلکه همزیستی قدرتهای بزرگ و نابرابر است که بیشتر به سوی واگرایی میل دارند تا همگرایی و همکاری.
📰 خبر تحلیلی
ترامپ و کنسرت قدرتها

مرجع تخصصی اخبار و تحلیل بازارهای مالی ایران و جهان
مشاهده سریع اخبار با دنبال کردن digim4u در گوگل
تیم خبری DigiM4U
⭐⭐⭐⭐⭐
544